» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
تعریف علم اخلاق اقدس خانی 1394/05/31 دسته بندی : فلسفه 0

موضوع : تعریف علم اخلاق

تعداد صفحات : 23

این مطلب در مورد تعریف علم اخلاق و در 23 صفحه می باشد و در آن به توضیح و تعریف علم اخلاق پرداخته شده است و در ادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است:

علم در لغت، به معناى دانش و آگاهى است، در برابر جهل و نادانى. در اصطلاح، دو معناى متفاوت از یکدیگر دارد: .1 علم تجربى. .2 مطلق دانش: حقیقى، اعتبارى، عقلى، نقلى، شرعى، عرفى، فلسفى و تجربى .

در تعریف علم گفته‏ اند :

عبارت از مجموعه قواعد و قوانین کلى است که درباره موضوعى مشخص و ممتاز باشد .

این تعریف کلى، علوم گوناگون را در بر مى‏گیرد: طب، روان‏شناسى، فقه، اصول، اخلاق و... زیرا هر یک از اینها داراى قواعدى هستند و بر محورى خاص در گردش و به تحقیق و جست و جو روشمندانه و منسجم درباره موضوعى معین مى‏پردازند و هدف ویژه‏اى را پى‏گیرى مى‏کنند .

علم اخلاق نیز، جزو علومى است که موضوعى معین و هدف خاصى را مورد مطالعه قرار مى‏دهد، ولى بمانند دیگر علوم حوزوى: فقه، اصول، صرف نحو، مطرح نیست و روشنمندانه با آن برخورد نمى‏شود و بهاى لازم، به آن داده نمى‏شود، با این که علمى است مانند دیگر علوم و یکى از سه پایه اساسى معارف اسلامى: عقائد، احکام و اخلاق .

در این مقاله، بر آنیم از انگیزه‏هاى بى توجهى حوزه به علم اخلاق، ضرورت فراگیرى دانش اخلاق، تعریف و مرز آن با دیگر علوم سخن بگوییم .

# اخلاق جمع «خلق»و «خلق»، به معناى خویهاست. اصل آن رابه معناى تقدیر گرفته‏اند ( 2 ): سیرت و سجایاى انسان که حکایت از هیأت باطنى انسان دارد و با چشم بصیرت درک مى‏شود، همان گونه که خلق، هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مى‏شود(3). خلق و خوى، آن دسته از صفات را در برمى‏گیرد که در نفس راسخ باشند و زوال ناپذیر، به گونه‏اى که انسان بى درنگ، کار پسندیده و یا ناپسندى را انجام دهد :

«ملکة راسخة للنفس تصدربها عن النفس الافعال بسهولة من غیر حاجة الى فکر و روّیه(4 )»

ملکه‏اى است پایدار در نفس آدمى که سبب مى‏شود، کارها به آسانى انجام پذیرد بدون نیاز به اندیشه و نگرش .

خواجه نصیر الدین طوسى، در اخلاق ناصرى(5)مى‏نویسد :

«خلق، ملکه‏اى بود نفس را مقتضى سهولت صدور فعلى از او بى احتیاج به فکرى و روّیتى .

ملکه، در برابر«حالّ» است. یعنى کارى که پاره‏اى وقتها، به انگیزه‏هاى ویژه‏اىاز فردى سر مى‏زند. فیض کاشانى در تعریف خلق براى تبیین مفهوم آن مى‏نویسد :

. 1کار خوب و بدى که از او در خارج سر زده است .

. 2توانى که بر انجام آن دو کار داشته است .

. 3شناختى که نسبت به کار خوب و بد داشته است .

. 4هیأت و حالت نفسانى که در وجود وى بوده که بدان سبب یکى از آن دو را (خوبباید) برگزیده و به آسانى انجام داده است. خلق همین حالت نفسانى است.(7 )»

«خلق»، کار خارجى نیست. چه بسا کسى در نهاد، بخشنده باشد، اما بخشش نداشته باشد؛چرا که مال ندارد و یا براى بخشندگى او، باز دارنده‏اى وجود دارد و چه بسا کسى بخیلباشد، ولى بر خلاف میل و خلق خود، از روى ریا مالى را ببخشد .

به توانایى و شناخت کار خوب و بد، خلق اطلاق نمى‏شود، زیرا انسان، اختیار وتوانایى انجام هر کارى را دارد .

بنابراین، «خلق»، آن حالات و صفات پایدار نفسانى را در بر مى‏گیرد که خاستگاهرفتار آدمى است .

# علم اخلاق، از راههاى آراسته شدن به خوییهاى نیک و دورى گزیدن از خوییهاىناشایست را به ما نشان مى‏دهد :

«هو علم بالفضائل و کیفیته اقتنائها لتتحلّى النفس بها و بالرذائل و کیفیةتوقّیها لتتخلى عنها(8 )»

آگاهى به ارزشها و شیوه به دست آوردن آن است براى زینت بخشیدن به نفس و آگاهى ازخویهاى ناپسند و روش دورى از آن است براى تهى کردن نفس از آن .

این تعریف و مانند آن، در کتابهاى فلاسفه اسلامى، که از حکمت عملى سخن گفته‏اند،با اندک تفاوتى نقل شده و بر همین اساس، موضوع اصلى علم اخلاق، نفس انسانى است، کهخویهاى نیک و بد را مى‏پذیرد. و سبب انجام کارهاى پسندیده و ناپسند مى‏گردد. «تهذیباخلاق»، «تهذیب نفس» و «تزکیه نفس» بیان دیگرى است از علم اخلاق.


خرید و دانلود | 1,900 تومان
گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط